سلولهای بند ناف میتوانند انسولین تولید کنند
ندانشمندان میگویند سلول های بنیادی بند ناف نوزادان را میتوان با مهندسی ژنتیک به سلولهای مولد انسولین تبدیل کرد و برای درمان دیابت به کار برد.
به گزارش خبرگزاری رویترز پژوهشگران انگلیسی و آمریکایی میگویند توانستهاند شمار بزرگی از سلولهای بنیادی (http://www.hamshahri.org/News/?id=13359) بند ناف را در آزمایشگاه رشد دهند و سپس آنها را به سلولهای مولد انسولین در لوزالمعده بدل کنند.
دکتر راندال اوربان از مرکز پزشکی گالوستون دانشگاه تگزاس که سرپرست این تحقیق بوده است میگوید: "این کشف نشان میدهد که ما بالقوه میتوانیم از سلولهای بنیادی بالغ برای کمک به مبتلایان به دیابت (http://www.hamshahri.org/News/?id=16937) استفاده کنیم."
این پژوهشگران که شامل متخصصان دانشگاه نیوکاسل در انگلیس هم میشدند، میگویند امیدوارند در نهایت بتوانند همین کار را با سلولهای بنیادی جنینی هم انجام دهند.
در حال حاضر بسیاری از دانشمندان ایجاد حوزه جدید پزشکی باززایی (regenerative medicine) را دنبال میکنند که در آن از سلول های بنیادی رشد داده شده در آزمایشگاه برای جایگزینی بافتهای صدمهدیده استفاده میشود.
گروه دیگری از دانشمندان در تلاش هستند تا بفهمند چگونه سلولهای بنیادی جنینی میتوانند به همه انواع بافتها بدل شوند و در عین حال قابلیت تکثیر خود را هم تقریبا برای همیشه حفظ کنند، تا بتوانند سلولهای عادی بدن را به چنین کاری وادار کنند.
پژوهشگران در تگزاس و نیوکاسل از خون بند ناف انسان استفاده کردند، زیرا این خون منبعی غنی از سلولهای بنیادی "بالغ" تازه است.
آنها امیدوارند که از این طریق بافت مولد انسولین برای مبتلایان به دیابت نوع 1 که به علت تخریب بافت لوزالمعده توانایی تولید انسولین را از دست دادهاند، به وجود آورند.
دا
به گزارش خبرگزاری رویترز پژوهشگران انگلیسی و آمریکایی میگویند توانستهاند شمار بزرگی از سلولهای بنیادی (http://www.hamshahri.org/News/?id=13359) بند ناف را در آزمایشگاه رشد دهند و سپس آنها را به سلولهای مولد انسولین در لوزالمعده بدل کنند.
دکتر راندال اوربان از مرکز پزشکی گالوستون دانشگاه تگزاس که سرپرست این تحقیق بوده است میگوید: "این کشف نشان میدهد که ما بالقوه میتوانیم از سلولهای بنیادی بالغ برای کمک به مبتلایان به دیابت (http://www.hamshahri.org/News/?id=16937) استفاده کنیم."
این پژوهشگران که شامل متخصصان دانشگاه نیوکاسل در انگلیس هم میشدند، میگویند امیدوارند در نهایت بتوانند همین کار را با سلولهای بنیادی جنینی هم انجام دهند.
در حال حاضر بسیاری از دانشمندان ایجاد حوزه جدید پزشکی باززایی (regenerative medicine) را دنبال میکنند که در آن از سلول های بنیادی رشد داده شده در آزمایشگاه برای جایگزینی بافتهای صدمهدیده استفاده میشود.
گروه دیگری از دانشمندان در تلاش هستند تا بفهمند چگونه سلولهای بنیادی جنینی میتوانند به همه انواع بافتها بدل شوند و در عین حال قابلیت تکثیر خود را هم تقریبا برای همیشه حفظ کنند، تا بتوانند سلولهای عادی بدن را به چنین کاری وادار کنند.
پژوهشگران در تگزاس و نیوکاسل از خون بند ناف انسان استفاده کردند، زیرا این خون منبعی غنی از سلولهای بنیادی "بالغ" تازه است.
آنها امیدوارند که از این طریق بافت مولد انسولین برای مبتلایان به دیابت نوع 1 که به علت تخریب بافت لوزالمعده توانایی تولید انسولین را از دست دادهاند، به وجود آورند.
سلولهاي بنيادي طاسها را خوشحال ميكند
:
راهي براي مودارشدن طاس ها در پيش است هر چند راهي طولاني و سخت و پرهزينه باشد. راه جديدي که به تازگي اميدهايي درباره آن به وجود آمده، استفاده از سلولهاي بنيادي است.
محققان در آخرين شماره نشريه Nature گزارشي از يافتههاي مهيجشان را درباره استفاده از سلولهاي بنيادي براي درمان طاسي، منتشر کردند.
البته موضوع فعلا در حد موشها مطرح است، اما آنقدر اميدوارکننده است که اين محققان، از دانشگاه پنسيلوانياي آمريکا، معتقدند ميتوانند تا يک دهه آينده، درماني قطعي براي اين مشکل بزرگ اغلب مردانه، پيدا کنند و به اين ترتيب آنها را از روشهايي مانند موي مصنوعي يا پيوند و ترميم مو نجات دهند.
اما کاري که اين محققان انجام دادند، چه بود؟ Daily Mail چنين گزارش ميدهد که کار آنها اصلا و ابدا در مورد طاسي يا چيزي شبيه به آن نبود. آنها فقط داشتند چگونگي ترميم زخمهاي پوست را مطالعه ميکردند، آن هم در موشها. (گمان نکنم موشها هم طاس بشوند!) وسط همين مطالعات بود که آنها ديدند از زير اين پوست تازه، فوليکولهاي موي تازه جوانه ميزند.
فوليکول هم که همان جوانه اصلي مو است که تا حالا فکر ميکرديم که تعداد آن از دوران جنينيمان ثابت ميماند، مگر در دوران سالمندي و کهنسالي که آرام آرام اين فوليکولها به حال مرگ ميافتند. فوليکولهاي مرده هم ديگر با هيچ دوا و درماني جايگزين پيدا نميکنند.
با مشاهده اين وضع، دانشمندان مشتاق شدند که قضيه را بيشتر بررسي کنند، شايد چيزهاي بهتري، خيلي بيشتر از ترميم زخمهاي چند موش آزمايشگاهي، از آن در بيايد.
بررسيهاي آنها چندان هم بينتيجه نماند.
آنها پروتئيني را پيدا کردند که در حضور آن روند ترميم پوست آسيبديده سريعتر اتفاق ميافتاد، (اگر خيلي کنجکاو هستيد، اسم اين پروتئين wnt بود.) به دنبال اين ترميم سريعتر، فوليکولهاي بيشتري در مدت زمان کوتاهتري درست ميشدند و اين يعني شرايط لازم براي به وجود آمدن موي جديد فراهم شدهاست.
در اين ميان جاي يک چيز خالي بود و آن هم سلولي بود که اين وظيفه خطير را به عهده بگيرد و قبول کند که تبديل شود به يک موجود ارزنده به نام فوليکول مو. تنها راهي که به ذهن اين محققان و طبعا هر محقق کاربلد ديگري ميرسيد، اين بود: «سلولهاي بنيادي».
اين سلولها، که نوعي پدر و جد همه سلولهاي بدن، با همه اختلافات و تنوعشان محسوب ميشوند، قابليت اين را دارند که در «شرايط» گوناگون به همه انواع سلولهاي بدن تبديل شوند؛ سلولهايي که هم شکل و شمايل متفاوتي دارند و هم کار و توانايي ويژه خودشان را.
اين «شرايط» در مورد فوليکول مو فراهم شدهبود، يعني پروتئيني که ميتواند اين داستان را کليد بزند، وجود داشت. «خب، چرا از اين سلولها براي تبديل شدن به فوليکول مو استفاده نکنيم؟» اين جملهاي بود که محققان دانشگاه پنسيلوانيا به زبان آوردند و در مقالهشان هم نوشتند و به اين ترتيب غوغايي در جامعه طاسها به وجود آوردند!!
گفتههاي آنها نقشه درمان قطعي طاسي را و همچنين طاسي منطقهاي را، در آينده ترسيم ميکرد: «يک خراش کوچک روي پوست بيمو، تزريق سلولهاي بنيادي به همراه پروتئين wnt به داخل قسمت خراشيده و سه ماه انتظار براي رشد موها از اين فوليکولهاي تازهوارد.»
اين نقشه آنهاست؛ نقشه اي که براي ميليونها بيمو در سراسر جهان تاکنون يک رويا، آن هم از نوع دستنيافتياش، به حساب ميآمد.
اينفوگرافي
نقشه درمان طاسي با استفاده از سلولهاي بنيادي، راهي که بايد پيموده شود:
http://www.hamshahri.org/images/upload/news/pose/8602/Tasi6-2[300].jpg
مرحله 1: پوست قسمت بيموي سر خراش داده ميشود.
مرحله 2: دارو، متشکل از سلولهاي بنيادي به همراه پروتئين wnt، به داخل قسمت خراشدادهشده، تزريق ميشود.
مرحله 3: بعد از سه ماه، موهاي جديد رشد خواهند کرد
:
راهي براي مودارشدن طاس ها در پيش است هر چند راهي طولاني و سخت و پرهزينه باشد. راه جديدي که به تازگي اميدهايي درباره آن به وجود آمده، استفاده از سلولهاي بنيادي است.
محققان در آخرين شماره نشريه Nature گزارشي از يافتههاي مهيجشان را درباره استفاده از سلولهاي بنيادي براي درمان طاسي، منتشر کردند.
البته موضوع فعلا در حد موشها مطرح است، اما آنقدر اميدوارکننده است که اين محققان، از دانشگاه پنسيلوانياي آمريکا، معتقدند ميتوانند تا يک دهه آينده، درماني قطعي براي اين مشکل بزرگ اغلب مردانه، پيدا کنند و به اين ترتيب آنها را از روشهايي مانند موي مصنوعي يا پيوند و ترميم مو نجات دهند.
اما کاري که اين محققان انجام دادند، چه بود؟ Daily Mail چنين گزارش ميدهد که کار آنها اصلا و ابدا در مورد طاسي يا چيزي شبيه به آن نبود. آنها فقط داشتند چگونگي ترميم زخمهاي پوست را مطالعه ميکردند، آن هم در موشها. (گمان نکنم موشها هم طاس بشوند!) وسط همين مطالعات بود که آنها ديدند از زير اين پوست تازه، فوليکولهاي موي تازه جوانه ميزند.
فوليکول هم که همان جوانه اصلي مو است که تا حالا فکر ميکرديم که تعداد آن از دوران جنينيمان ثابت ميماند، مگر در دوران سالمندي و کهنسالي که آرام آرام اين فوليکولها به حال مرگ ميافتند. فوليکولهاي مرده هم ديگر با هيچ دوا و درماني جايگزين پيدا نميکنند.
با مشاهده اين وضع، دانشمندان مشتاق شدند که قضيه را بيشتر بررسي کنند، شايد چيزهاي بهتري، خيلي بيشتر از ترميم زخمهاي چند موش آزمايشگاهي، از آن در بيايد.
بررسيهاي آنها چندان هم بينتيجه نماند.
آنها پروتئيني را پيدا کردند که در حضور آن روند ترميم پوست آسيبديده سريعتر اتفاق ميافتاد، (اگر خيلي کنجکاو هستيد، اسم اين پروتئين wnt بود.) به دنبال اين ترميم سريعتر، فوليکولهاي بيشتري در مدت زمان کوتاهتري درست ميشدند و اين يعني شرايط لازم براي به وجود آمدن موي جديد فراهم شدهاست.
در اين ميان جاي يک چيز خالي بود و آن هم سلولي بود که اين وظيفه خطير را به عهده بگيرد و قبول کند که تبديل شود به يک موجود ارزنده به نام فوليکول مو. تنها راهي که به ذهن اين محققان و طبعا هر محقق کاربلد ديگري ميرسيد، اين بود: «سلولهاي بنيادي».
اين سلولها، که نوعي پدر و جد همه سلولهاي بدن، با همه اختلافات و تنوعشان محسوب ميشوند، قابليت اين را دارند که در «شرايط» گوناگون به همه انواع سلولهاي بدن تبديل شوند؛ سلولهايي که هم شکل و شمايل متفاوتي دارند و هم کار و توانايي ويژه خودشان را.
اين «شرايط» در مورد فوليکول مو فراهم شدهبود، يعني پروتئيني که ميتواند اين داستان را کليد بزند، وجود داشت. «خب، چرا از اين سلولها براي تبديل شدن به فوليکول مو استفاده نکنيم؟» اين جملهاي بود که محققان دانشگاه پنسيلوانيا به زبان آوردند و در مقالهشان هم نوشتند و به اين ترتيب غوغايي در جامعه طاسها به وجود آوردند!!
گفتههاي آنها نقشه درمان قطعي طاسي را و همچنين طاسي منطقهاي را، در آينده ترسيم ميکرد: «يک خراش کوچک روي پوست بيمو، تزريق سلولهاي بنيادي به همراه پروتئين wnt به داخل قسمت خراشيده و سه ماه انتظار براي رشد موها از اين فوليکولهاي تازهوارد.»
اين نقشه آنهاست؛ نقشه اي که براي ميليونها بيمو در سراسر جهان تاکنون يک رويا، آن هم از نوع دستنيافتياش، به حساب ميآمد.
اينفوگرافي
نقشه درمان طاسي با استفاده از سلولهاي بنيادي، راهي که بايد پيموده شود:
http://www.hamshahri.org/images/upload/news/pose/8602/Tasi6-2[300].jpg
مرحله 1: پوست قسمت بيموي سر خراش داده ميشود.
مرحله 2: دارو، متشکل از سلولهاي بنيادي به همراه پروتئين wnt، به داخل قسمت خراشدادهشده، تزريق ميشود.
مرحله 3: بعد از سه ماه، موهاي جديد رشد خواهند کرد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 9:27 توسط Z.shirvani
|